سيد محمد على ايازى
67
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
مىگويد : كسانى كه قرآن را در عهد پيامبر از حفظ كردند ، چهار نفر بودند . جالب اين جا است كه ابن حجر براى اين كه كار قرار دادن قرآن در ميان دو جلد امير مؤمنان ( ع ) را در مقايسه با كار ابو بكر كوچك جلوه دهد ، مىگويد منظور از آن روايات كه مىگفت حضرت پس از پيامبر ، قرآن را جمع كرد ، يعنى حفظ كرد « 1 » و آقاى معرفت ، گردآورى در عهد نبوى را به معناى حفظ در سينه مىگيرد « الحفظ عن ظهر القلب » تا جمع قرآن پس از پيامبر را اثبات كند . در هر صورت ، اگر گفتيم در عصر نبوى با وجوه انبوهى از شواهد و مدارك و اسناد ، قرآن گردآورى و ترتيب يافته ، نيازى نيست اين روايات جمع قرآن را با اين همه تهافت و تعارض و تناقض بپرذيريم و اين گونه كلمات و واژهها را تأويل و توجيه كنيم . 5 - دليل عقلى على رغم همهء تعارضات ، تناقضات و چند گونگى در روايات جمع قرآن پس از پيامبر ، سخن ديگر آن است كه اين روايات با دليل عقلى ناسازگار است ، دليلى كه ثابت مىكند ممكن نيست پيامبر با آن اهتمامى كه به مسأله قرآن و حفظ آن داشتند ، نسبت به گردآورى و تنظيم و ترتيب آن بىتوجه باشند و آن را رها كنند و به نسلهاى بعدى خود بسپارند ! زيرا مصونيت و محفوظ ماندن هر كتابى به اهتمام و مراقبت خود مؤلف باز مىگردد . به ويژه اگر اين كتاب بسيار مهم و سرنوشت ساز باشد ؛ درس علمى و عملى براى نسلهاى آينده داشته باشد ؛ انحراف و دست خوردگى و مسائل ديگر در كتابهاى آسمانى پيشين تجربه شده باشد ؛ رنج تحريف در خود كتاب و خاطر مخاطبان يعنى مسلمانان بازگو شده باشد و مهمتر از همه آن كه اين كتاب ، معجزهء برتر
--> ( 1 ) سيوطى ، الاتقان ، ج 1 / 204 .